زندگی من و بابازندگی من و بابا، تا این لحظه: 17 سال و 11 ماه و 29 روز سن داره
محمد منمحمد من، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 11 روز سن داره

نگفته هایی در من، برای تو

نامه هفتاد و ششم

1392/4/4 11:40
نویسنده : الی
220 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیز دل مامان

عزیز دلی که ایندفعه دارم با خود واقعیت حرف میزنم........... هر چند که هنوز روح تو بدنت دمیده نشده

شعبان امسال خیلی ماه مبارکی بود ...... ماه حضور تو ........ ماه خوشحالی بابا ...... ماه دیدن قدرت خدا

و جشن نیمه شعبان و که کاملترین جشن بود با حضورتو

و روز خوش یمنی که خبر اومدن تو رو به همه دادیم  و چقدر از ته دل خوشحال شدن

تازه فهمیدم که اطرافیان چقدر نگران ما بودن و چه فکرهایی که نکرده بودن

بابایی حسین 100 هزارتومن نذر سید حسین تو راه سامرا کرده بود

عمو فضل اله از ذوق بابا رو بغل کرد و بوسید و خاله زهرا که ذوق از چشماش پیدا شد

عمو قدرت هم مثل همیشه به شوخی گفت حالا چیکار کنیم باید یه پولی هم به بچه اینا بدیم نیشخند

زنموت هم با ذوق ازم پرسید اون موقع که زن عمو شده بودم مثل اون خوشحال بودم یانه

عمه قدسی قراره دندوناش رو تیز کنه برای گاز گرفتن تو

خلاصه که همه کلی خوشحالن و من از همه خوشحال تر چون تو مستقیما تو وجود منی

هنوز هیچی نشده همه دارن در مورد جنسیت تو حدس میزدنن

تا حالا 1 نفر گفته دختر و بقیه همه میگن پسر

اما من تو رو دوست دارم  هر چی که باشی

سپردمت به اونی که تو ناامیدترین لحظات تو رو بهمون هدیه کرد

 

پسندها (1)

نظرات (10)

عاطفه
4 تیر 92 13:45
همیشه نامه ها رو بی صدا می خوندم و می رفتم و کلی هم ناراحت میشم و دعا می کردم . حالا خیـــــــــــــــــــــلی خوشحالم ! مبارکت باشه ! ایشالا به سلامتی این 9 ماه رو بگذرونی و سالم بیاد تو بغلت و خیال خودت و ما رو راحت کنی به علاوه بابایی مهربونش و !

مرسی دوستم
ایشالا خدا پسر نازت رو برات نگه داره
یاسمن
4 تیر 92 19:29
واقعا ما چه طور از خدا تشکر کنیم نمیدونم توی بدترین شرایط روحی مارو نجات میده.خدا فرشته نازتو نگه داره زیر سایه خودتون

خدا همیشه با ماست
مامی یاسین
4 تیر 92 21:04
الی جونم بازم برات آرزوی شادی و بهترینها رو دارم هر چه که هست از خدا بخواه سالم و صالح باشه عزیزم عیدی تو از صاحب این ماه گرفتی التماس دعا خیلی دارم

ممنون عزیزم
ایشالا این روزهای شاد برای شما
ریحان
5 تیر 92 0:52
امیدوارم دنیا همیشه به کامت باشه..
تولحظه های خوشی ازته قلبت برای من هم دعامن...

چشم گلم ما هم محتاجیم به دعا
مریم.خلوت مادرانه
5 تیر 92 15:58
الی جووونم بازم برات آرزوی سلامتی دارم انشالله که این وروجک بزودی زود یه لگد محکم نثارت کنه.خخخخخخ
برای منم خیلی دعا کن این ماه برام ماه حساسیه کلی دارو خوردم دعا کن نتیحه بگیرم.ممنون

ایشالا تو هم به زودی زودی این لحظات قشنگ نصیبت بشه
پوپک
7 تیر 92 10:12
قدم نی نی گلی مبارک. خیلی خوشحال شدم. از وب مریم جون خبردار شدم که شما باردار شدین اومدم تبریک بگم. هیچ خبری به اندازه خبر بارداری اونایی که منتظرش بودن خوشحال کننده نیست. ایشاا... به سلامتی این دوران رو سپری کنین تا نی نی گلی بپره تو بغلتون.

ممنون عزیزم از انرژی مثبتت
غزاله
8 تیر 92 19:27
عزیزم الهی که همه روزهای زندگیتون سرشار از همه این لحظه های خوب باشه.مواظب تو دلی ما باش.بووووووس

عزیزمی
مامان الناز
9 تیر 92 10:39
همیشه میومدم و نامه هات را میخوندم و پیش خودم میگفتم حتما به آرزوت میرسی

شاید باورت نشه ولی خیلییییییییییییییییییییییییییییییییی خوشحال شدم وقتی خوندم که جواب صبرت را از خدا گرفتی



مرسی عزیزم
مرسی از محبتت
مامانٍ توت فرنگی
10 تیر 92 9:42
خدا را شکر که دلت شاد شد
راستی نمی خوای روز شمار بالای وبت را با سن نی نی تنظیم کنی
خیلی لذت بخشه هر روز که وبت را باز کنی ببینی یکروز به عمر عزیزت اضافه شده

باید یه وبلاگ جدید براش بسازم
هرچند که نمیتونم از اینجا دل بکنم
اليما
12 تیر 92 8:17
سپردمت به اونی که تو ناامیدترین لحظات تو رو بهمون هدیه کرد اين ن ن ن ن خيلي خوبه خيلي